تبليغاتX
ترنم

ترنم

شرح نمیخواد بخونی میفهمی

اعتقاد راسخ دارم که عشق تکيه گاه جهان است

 

"زنذگي انجاست که عشق است"

 

زندگي بي عشق مرگ است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 14:24  توسط این دو نفر   | 

عاشقي را شرط تنها ناله و فرياد نيست تا كسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 14:24  توسط این دو نفر   | 

عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست ، بلكه صبر داشتن و ادامه دادن است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 14:21  توسط این دو نفر   | 

عشق چنان است که هرچه بيشتر ارزاني داري سرشارتر ميشود و هرگاه که آنرا تنگ در

مشت گيري آسانتر از کف ميدهي

 

پروازش ده تا که پايدار بماند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 14:20  توسط این دو نفر   | 

خاطرات

هميشه بياد داشته باش تا به فراموشي بسپاري آنچه را که اندوهگينت  

مي سازد. اما ... هرگز فراموش مکن به ياد داشته باشي آنچه را که

شادمانت مي سازد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 14:18  توسط این دو نفر   | 

زندگی و مرگ

نه مرگ آنقدر تلخ است و نه زندگي آنقدر شيرين که انسان غرور و عزت خود را در قبال آنها

معامله کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1384ساعت 14:17  توسط این دو نفر   | 

در برابر معشوقتان احساس مالکيت نکنيد ... هرچه بيشتر حس مالکيت داشته باشيد يعني

عشق بيشتري ميخواهيد و هر چه بيشتر بخواهيد کمتر دريافت ميکنيد ... پس بگذاريد عشق

را دو دستش تقديمتان کند نه اينکه گداييش کنيد .... اين بود رازي که نميدانستم و باختم .... و

اکنون ميدانم و باز هم ميبازم...

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 19:18  توسط این دو نفر   | 

برابرات

o دوري ، عشق را شدت ميبخشد و نزديکي ،قوت

 پيري مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودي مانع از پيريست

 o هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم

 عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارمعشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم 

 درحساب عشق يک + يک مساوي است با همه چيز و دومنهاي يک (۱-۲)   برابرهيچ o چيزي جزيافتن خويش در ديگران و شادکامي در شناخت نيست

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 19:17  توسط این دو نفر   | 

بدترين درد عالم اين هست كه آدم كسي رو دوست نداشته باشه

و بي‌درمون‌ترين درد عالم اين هست كه آدم كسي رو دوست داشته باشه

حالا وسط اين دوتا درد بي‌درمون چيكار بايد كرد ؟

نه ميشه دوست داشت و نه ميشه دوست نداشت آدم همه‌چيز مي‌تونه داشته باشه

اگه دوست‌داشته باشه و آدم بايد همه‌چيز داشته باشه تا بتونه دوست‌داشته باشه

دوست‌داشتن كليد بي‌نيازي و بي‌نيازي كليد دوست‌داشتن است

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 19:8  توسط این دو نفر   | 

کوچ تو از لحظه هام ساده نبود قصه ي بي تو بودن ساده نبود هم همه شب گريه هام چه

ساده دل بريدي اشک منو نديدي خطي رو خاطراته قشنگمون کشيدي اما به انتظار برگشتنت

ميمونم شب تا سحر به يادت غزل غزل ميخونم چه عاشقانه خوندم چه بي بهونه رفتي

ناباورانه موندم که بي نشونه رفتي من بي تو و تو تنها از تو چي مونده بر جا جز مشتي

خاطراته همرنگه خواب و رويا

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 19:4  توسط این دو نفر   | 

مرگ و زندگی

مرگ از زندگي پرسيد:آن چيست که باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم؟

زندگي لبخندي زدو گفت :

دروغ هاي که در من نهفته هست و حقيقتي که تو در وجودت داري

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 19:3  توسط این دو نفر   | 

چه کنم

شبهاي دراز بي عبادت چه کنم؟ طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟ گويند خدا گناه را

می بخشد او بخشد ولي من از خجالت چه کنم؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 19:1  توسط این دو نفر   | 

رفتن

عشق بماند نور رفت و گره بر روح عشق بماند ماه رفت و سجده بر تربت عشق بماند روز رفت

و غبار پنجره رو نگرفت شام رفت و غم بر کوير عشق بماند مهر رفت و شراب آرزو خشک نشد

شوق رفت و جان بر تن عشق بماند شب رفت و خمار بامداد نشکفت سکر رفت و مستي بر

دل عشق بماند کام رفت و شيشه رويا شکست جان رفت و ز من تنها همين عشق بماند

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 19:0  توسط این دو نفر   | 

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا دشتها و رودهاي تشنه را سيراب كنم اگرگل بودم شاخه اي

 از گل تقديم وجودت مي كردم اگر اشك بودم به پايت مي گريستم و اگر محبت بودم آهنگ

دوست داشتن را برايت مي خواندم ولي افسوس كه بارانم و نه گل و نه اشك و نه محبت

ولي هر چه هستم دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 18:57  توسط این دو نفر   | 

کاش مي شد اشک را تهديد کرد مدت لبخند را تمديد کرد کاش مي شد در ميان لحظه ها لحظه ديدار را نزديک کرد

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 18:56  توسط این دو نفر   | 

زمان

در یک رو زمی شه عاشق شد در یک ساعت میشه یک نفرو دوست داشت در یک دقیقه میشه یک نفرو خرد کرد ولی یک عمر وقت لازمه که کسی رو فراموش کنی  

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 18:55  توسط این دو نفر   | 

بر روی گلبرگ شقایق جمله زیبای نوشتم اما افوسوس که پژمرده شد.بر روی ماسه های نرم ساحل نوشتم ولی ان جمله را موج برد.بر روی تک درخت بید نوشتم اما آن آزرد.اگه شقایق پژمرده شد اگه و اگه ماسه نرم را موج برد اگر آن تک درخت بید آزرد بر روی قلبم این جمله را نوشتم برای همیشه میماند دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 20:15  توسط این دو نفر   | 

عکس

www.ilovememahdy.blogfa.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 22:21  توسط این دو نفر   | 

جدال

تو را هميشه به خاطر ديگران متهم می کنند و ديگران را به خاطر تو اينک برای تو چه فرق می کند که در جدال سنگ و شيشه ،

شيشه بمانی يا سنگ شوی !!!!

جدال

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:16  توسط این دو نفر   | 

انچه را در نگاهت مي کاري در قلبت رشد خواهد کرد.

نگاه

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 22:11  توسط این دو نفر   |