تبليغاتX
ترنم

ترنم

شرح نمیخواد بخونی میفهمی

امشب از باده خرابم كن و بگذار بميرم غرق درياي شرابم كن و بگذار بميرم قصه عشق به گوش من ديوانه چه خواني؟ بس كن افسانه و خوابم كن و بگذار بميرم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 19:14  توسط این دو نفر   | 

امشب از باده خرابم كن و بگذار بميرم غرق درياي شرابم كن و بگذار بميرم قصه عشق به گوش من ديوانه چه خواني؟ بس كن افسانه و خوابم كن و بگذار بميرم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 19:13  توسط این دو نفر   | 

ترس از عاشقی

میگی عاشق بارونی اما وقتی بارون میاد چتر میگیری !میگی عاشق برفی ولی تحمل یک گوله برفو نداری !میگی عاشق گلی اما اونو از ساقه جدا میکنی !حالا انتظار داری میگی عاشقتم من نترسم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 13:8  توسط این دو نفر   | 

میگی عاشق بارونی اما وقتی بارون میاد چتر میگیری !میگی عاشق برفی ولی تحمل یک گوله برفو نداری !میگی عاشق گلی اما اونو از ساقه جدا میکنی !حالا انتظار داری میگی عاشقتم من نترسم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 13:8  توسط این دو نفر   | 

؟

شکسپیر میگه:اون وقتی که فکر میکنی هیچ کسی نیست حرف دلتو بفهمه کسی هست.که برای دیدنت روز شماری میکنه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 13:6  توسط این دو نفر   | 

عمر گران میگزرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 21:2  توسط این دو نفر   | 

خیلی جالبه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 14:21  توسط این دو نفر   | 

این چیه ؟اگه فهمیدی استفاده کن!

IP Address Port

195.175.37.6

8080
217.110.71.114 8080
195.175.37.23 8080
210.187.110.230 8080
61.107.109.130 8080
62.231.38.245 8080
211.126.196.172 8080
62.190.148.33 8080
202.134.0.136 8080
203.197.203.35 8080
200.69.129.242 81

1

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 15:47  توسط این دو نفر   | 

اینم یک هدیه

http://www.ardy173.i8.com/hads.swf

ببینی ضرر نمی کنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 20:8  توسط این دو نفر   | 

میدونی قشنگی راه رفتن زیر بارون چیه ؟؟ اینه که هیچ کس نمیتونه اشکاتو ببینه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 20:5  توسط این دو نفر   | 

منتظر باش اما معطل نشو تحمل کن اما توقف نکن قاطع باش اما لج باز نباش ثریح باش اما گستاخ نباش بگو اره اما نگو حتما بگو نه اما نگو ابدآ بگو دوست دارم اما نگو عاشقتم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 20:4  توسط این دو نفر   | 

میدونی چرا وقتی گریه میکنی چشماتو می بندی ؟ وقتی میخوای بخندی وقتی میخوای کسی رو بوس کنی وقتی میخوایتو رویا بری چشماتو می بندی ؟ چون قشنگ ترین چیزا این دنیا دیدنی نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 20:2  توسط این دو نفر   | 

من در غم تو و تو

   در وفای دگری 

    من دل تنگ تو و تو دل گشای دگری

       در مکتب عاشقی کی رواست کی من دست تو بوسمو تا پای دگری

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 20:1  توسط این دو نفر   | 

این چیه ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 19:59  توسط این دو نفر   | 

ایپی پروکسی کی میخواد

84.11.73.2-----1010

+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 18:13  توسط این دو نفر   | 

غم

اگر غم را چو اتش دود بودی 

    جهان

    تاریک بودی جاودانه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 15:47  توسط این دو نفر   | 

از طرف علی

یکی بود یکی نبود . زیر گنبد کبود
یه جوون خسته بود . که دلش شکسته بود
مثل بارون بهار . زار و زار گریه میکرد
گاهی دست خستشو . بسوی خدا میکرد

کی خدای مهربون . خالق هفت آسمون
اونو بی وفا مکن . از منش جدا نکن
دست خستمو بگیر . تو منو رها نکن

بگو آخه تا به کی باید بشینم سر راش
بشینم تا او بیاد که بشنوم صدای پاش
مگه او نمیدونه . که دلم پریشونه
نمیاد که از چشام . غم عشقو بخونه

کلاغا از آسمون میرن بسوی لونشون
دسته های چلچله میرن به آشیونشون
ولی من بدون او . چی بگم کجا برم
با یه قلب پر امید . هنوزم منتظرم

قصه مرد منتظر قصه کوچه های ماست
صدای مرد منتظر صدای عاشقای ماست
عشقای پاکی که هنوز
تو کوچه پسکوچه های این شهر بزرگ
جون میگیرن . بزرگ میشن
ولی افسوس بینشون یه دیوار سخته
اسم این دیوار سخت جداییه
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 15:12  توسط این دو نفر   | 

دوست

دوستي حادثه است و جدائي قانون... پس بيايد حادثه بسازيم و قانون شکنيم.

از من پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو؟ گفتم زندگيمو! قهر کرد و رفت.

اما نمي دونست که تمام زندگي من اون بود

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 14:56  توسط این دو نفر   | 

اینم از طرف اقا سعید

 اگه یک مشکل بزرگ داشتی به خدا نگویک مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو یک خدای بزرگ دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 14:29  توسط این دو نفر   | 

سخن یک آدم

یک فیلسوف میگه:سعی کن به خاطر کسی که دوسش داری غرورتو  از دست بدی .نه به خاطر غرورت کسی رو که دوست داری از دست بدی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 15:26  توسط این دو نفر   | 

عشق

عشق مثل اب .میتونی توی دستت قائمش کنی اما اخرش یک روز دستدو وا میکنی میبینی نیست قطره قطره چکیده بی اینکه بفهمی دستت پر از اب بوده؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 15:24  توسط این دو نفر   | 

دل تنگی

هر موقع دلم برات تنگ بشه میرم اون بالاها پشت ابرا ریز ریز گریه میکنم پس هر موقع دیدی داره بارون میاد بدون که من دلم برات تنگ شده

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 15:22  توسط این دو نفر   | 

برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش شاید بمیری و هرگز نخندیده باشی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 15:22  توسط این دو نفر   | 

دقایق

در یک دقیقه میشه یک نفرو خرد کرد. در یک ساعت میشه یک نفرو دوست داشت .در یک روز میشه عاشق شد .ولی یک عمر وقت لازمه یک نفرو فراموش کنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 15:20  توسط این دو نفر   | 

اینم چند تا سایت توپ

http://realpersian.com/tvradio.htm                                با این میتونید تلوزیون ببینید

 

http://persianmp3.blogfa.com/                                     اینم برا دانلود موزیک 

 

http://tehranavenue.com/tooons.php?tooonsid=12    اینم تا دیر نشده ببین   

 

http://rayan.weblogs.us/archives/016207.html           اینم برا ادمای الاف تر از خودم ( برا sms فرستادن )

 

http://www.iran-proxy.blogspot.com/                         اینو دیگه باید خودت ببینی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 15:17  توسط این دو نفر   | 

خدا

خدایا من در کلبه حقیرانه ام چیزی دارم که تو در بارگاه ملکوتیت نداری من همچون تویی دارم و تو همچون خودی نداری

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 13:40  توسط این دو نفر   | 

خدا

اگر تنها ترين شوم بازم خدا هست..........دلا خو کن به تنهايي که از تن ها بلا خيزد

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 13:37  توسط این دو نفر   | 

برگ از درخت خسته میشه پاییز بهانست

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 13:37  توسط این دو نفر   | 

دوست داری بگم میخوام هر روز صبح با صدات بیدار بشم اونوقت بگم با ساعت بودم .دوست داری بگم میخوام کنارت بخوابم  اون وقت بگم با بالشتم بودم .دوست داری بگم میخوام  باهات حرف بزنم اون وقت بگم با یاهو هلپر بودم .دوست داری بگم چرا رفتی اون وقت بگم با برق بودم . دوست داری بگم دوست دارم ولی با توئم با خود تو

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:52  توسط این دو نفر   | 

دختری از پسری پرسید ایا اونا قشنگئ میدونی ؟ پسره جواب داد نه!پرسید ایا دلش میخواد تا ابد با اون بمونه؟گفت نه! پرسید اگه ترکش کنه گریه میکنی ؟و یک بار دیگه تکرار کرد نه! دختره خیلی ناراحت شد /وقتی دختره خواست بره در حالی که اشک داشت از چشماش جاری میشد .پسره بازو هاشو گرفت وگفت تو قشنگ نیستی بلکه زیبای / من نمیخوام تا ابد باهات باشم .من نیاز دارم که تا ابد با تو باشم و وقتی تو بری من گریه نمی کنم .من میمیرم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:51  توسط این دو نفر   | 

با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت ، با هر چه رود نام تو را می توان سرود ، بيم از حصار نيست ، صد قفل بسته را ، با دستهای روشن تو می توان گشود

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:49  توسط این دو نفر   | 

اگر ميخواهيد رفتار نامزدتان را بعد از ازدواج بدانيد،به فرياد هايي که بر سر برادر کوچکترش ميکشد توجه کنيد!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:48  توسط این دو نفر   | 

یکی تو راست میگی یکی پینوکیو /یکی تو مهربونی یکی خرس مهربون/ یکی موهای تو قشنگه   یکی موهای انشرلی / یکی تو قشنگ راه میری تنسی تاکسیدو/ یکی گوشای تو قشنگه یکی گوشای زیزی گولو / یکی تو خوشکلی یکی پلنگ صورتی/ یکی تو زبلی یکی ملوان زبل/ یکی ما دو تا با هم خوبیم یکی تاو جری /یکی تو اسکول شدی یکی نفر بعدت که میخای براش سند کنی!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:47  توسط این دو نفر   | 

جوک

يک روز يک دختره و پسر با هم قايم موشک بازي ميکردند .دختره به پسره ميگه من قايم ميشم اگه منو پيدا کردي بقلم کن .بوسم کن. اگه هم پيدا نکردي من زير راه پله هام .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:46  توسط این دو نفر   | 

نيني که از خواب پا ميشه جيش داره...زنبور که رو گل ميشينه نيش داره ...چوپون که تو بيابونه ميش داره ...اين ماهواره که ميبيني رو پشت بومه ديش داره ...حاجي کگه از مکه مياد ريش داره ...شطرنج که بازي ميکني کيش داره...اين قدر هم که چت ميکني اخر بار فيش داره؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:43  توسط این دو نفر   | 

لحظات را سپری کردیم تا به خوشبختی برسیم اما حالاکه رسیدیم فهمیدیم که خوشبختی همون لحظات بود

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:42  توسط این دو نفر   | 

سره کاری

گفتم تو شیرین منی ..گفتی تو فرهادی مگر ...گفتم خرابت میشوم ...گفتی تو ابادی مگر ...گفتم ندادی دل به من..گفتی تو جان دادی مگر...گفتم ز کویت میروم ...گفتی تو ازادی مگر ...گفتی فراموشم نکن..گفتی تو در یادی مگر ...گفتم خاموشم سالها ...گفتی تو فریادی مگر ...گفتم که بر بادم مده..گفتی نه بر بادی مگر ..گفتم که اینو بخون گفتی الافم مگر

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 21:40  توسط این دو نفر   | 

این دیگه اخرشه

می گویند شیشه ها قلب ندارند اما وقتی روی بخار شیشه نوشتم دوستت دارم آرام گریست ...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:37  توسط این دو نفر   | 

اینم از طرف علی جون

در كنار جزيره اي نشسته بودم و ميخواستم چيزي برايت بنويسم قلم نداشتم استخوانم را شكستم و قلم كردم كاغذ نداشتم قلبم را بريدم و كاغذ كردم جوهر نداشتم رگم را بريدم و جوهر كردم و از آن برايت نوشتم دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:36  توسط این دو نفر   | 

تشکر

ديشب خطاط معرفت به فرمان فرشته ى عشق خطى بر قلبم نوشت كه جايش هنوز سوزان است: اگر به ساقى ايمان دارى بنوش ... و نپرس كه زهر مینوشى يا نوش. به پاس آخرين نظر شما

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:34  توسط این دو نفر   | 

عشق را میتوان سر تقاطع هاى زندگى تشخيص داد. دو خط موازى هيچوقت به تقاطع نمیرسند. بلكه همسفر هاى دورادورند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:32  توسط این دو نفر   | 

عشق مثل آب درياست. تشنه اى گير آن نيوفتد كه جاى سيراب كردن, تشنه ترش میكند

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:32  توسط این دو نفر   | 

 تو زندگی دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی .دنبال کسی باش که اگه نباشه نتونی زندگی کنی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:57  توسط این دو نفر   | 

عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یه نفر     یابزرگ کردن یه نفر به اندازه دنیا

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:57  توسط این دو نفر   | 

بودند كسايى كه ديوانه وار موازى در كنار هم حركت كرده اند و تا ابد در حسرت هم مانده اند

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:56  توسط این دو نفر   | 

معلم رو تخته دو خط موزي کشد /اون دوتا خط وقتي همو ديدند به هم گفتند ما ميتونيم  به هم برسيم و تا ابد مله هم باشیم و گفتند بله  اما معلم بلند داد زد اين دو خط هيچ وقت به هم نميرسند مگر اينکه يکي از دو خط خودشو بشکنه

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:55  توسط این دو نفر   | 

جالبه بی مقدمست

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:53  توسط این دو نفر   | 

اینم یک مطلب عشقی

يكى ميگه: بايد زندگى را فداى عشق كرد نه عشق را فداى زندگى. ولى اول انسان بايد عشق را تشخيص بدهد بعد به آن رأى بدهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:39  توسط این دو نفر   | 

براى عمل منتظر هيچ چيزى نباش چون براى مرگ وقت مناسبى رزرو نكردى و ممكن است هر وقت فرصت جور شود

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:38  توسط این دو نفر   | 

شکسپیر میگه :اگه یک سیبو گاز زدی و توش یک کرم درسته دیدی ناراحت نباش وقتی ناراحت شو که یک سیبو گاز زدی و یک کرم نصفه توش بود

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 16:37  توسط این دو نفر   | 

مطالب قدیمی‌تر