کوچ تو از لحظه هام ساده نبود قصه ي بي تو بودن ساده نبود هم همه شب گريه هام چه
ساده دل بريدي اشک منو نديدي خطي رو خاطراته قشنگمون کشيدي اما به انتظار برگشتنت
ميمونم شب تا سحر به يادت غزل غزل ميخونم چه عاشقانه خوندم چه بي بهونه رفتي
ناباورانه موندم که بي نشونه رفتي من بي تو و تو تنها از تو چي مونده بر جا جز مشتي
خاطراته همرنگه خواب و رويا
+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 19:4  توسط این دو نفر
|
